یلدای من - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
نمی دانم از کجای یلدای دلم بنویسم از وقتی نیستی هر شب من یلداست ؛ هر روز من یلدایی تر حساب روزها را نمی دانم شاید یک قرن یلدا نشین توام و حالا شبهای یلدایی بی نظیرشان را به رخ می کشند بلند ترین
من کجای این قصه ام ؟ - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
درون آینه ی گذشته ها می نگرم در کجای گذشته اشتباه کردیم ؟ در کجای گذشته قدمی به اشتباه برداشتیم ؟ نمی دانم نمی دانم نمی دااانم چقدر نگران این روز ها بودم ؛ چقدر آدمها از چنین روزهایی مرا ترساندن
مبارکت باشد - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
مهربانم صدای خستگی ها را به فراموشی خواهم سپرد وقتی شادی ها در پی هم زندگی را زیبا تر می کنند راستی امشب پا به پای همه ی طرفداران مسیح دعا کردم ای پیامبر خواستنی ای معنای عشق و دوستی امشب به همه
تاراج دل - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
در میان همه ی آرزو هایم جستجو می کنم همه ی آرزو هایم به تو ختم می شود حقیقتش را بخواهی تو زیبا ترین آرزوی منی همه ی مهربان های رهگذر از حسشان گفتند و شنیدم اما چه کنم که تو زیباترین حس دوست داش
فال دل - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
در جایی خواندم زنی که شعر می داند را باید پرستید ، مردی که احساس را می فهمد باید عاشقش شد و دلیلش را می دانم چون زندگی بدون این دو کارخانه ی تولید رباط است و هیچ و آنگونه است که یک زن مردادی دُ
عشق بی تزلزل - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
مهربانم خیلی بی دلیل که به قصه های این عشق می اندیشم آدم های رسیده به هدف عاشقانه را که می نگرم به نتیجه ی خوبی نمی رسم آدمهای به هدف رسیده دروغ نشنیدند آدمهای خیالی در برابرشان از عشق نگفته کو
دنیا ی من - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
صدای خستگی ها درون هر آدمی را افشا می کند نمی دانم چرا فقط تو می فهمیدی درونم کی طوفان و کی آرام است نمی دانم حتی وقتی در نگاه تو هم غرق نمی شدم زمزمه های تو در تمام وجودم انعکاس داشت در همه ی
باران عشق من - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
در فرا سوی زمان در زیر باران عشق تو قدم می زنم حالا می شویَم تمام جانم را با بارانه ابر هایی که از نگاه تو پر شده اند آمده اند تا بگویند راز دل بی قرار تو را باران راز های تو را به من رساند و او
عشق من فقط تویی - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 4:26
مهربانم وقتی می دانم چه می خواهم از تمام تو وقتی قشنگترین حال خوبم در رویا ی توست وقتی در تمام این لحظه ها ماه آسمانم قطعا تو هستی پس می خواهم همیشه باشی تا لحظه هایم لبریز شود از کلام دوستت دار
عاشقي چيست ؟ - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
عاشقي قوس و قزح مي خواهد در پي همنفسش ؛ يار جوين مي خواهد عاشقي گر چه عجيب است اما جان شيرين و تني غير جهان مي خواهد عاشقي كوي برين جايش هست آنچه از دور شنيدي ؛ به از آن مي خواهد عاشقي شادي و يك لبخند نيست يك نگاهي نگران ؛ تا به سحر مي خواهد عاشقي سر به زمين داشتن است سر به هوا باش ؛ خلاف است حزين م...
دوباره روز من - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
مهربانم دوباره روز ميلاد دلم رسيده دوباره از تو نوشتنم يك سال شد هنوز در همين قرار بي انتها نگاهم به جاده ي بي تو مانده هنوز كيك تولدم دست نخورده هنوز ميهمان هاي نا خوانده هنوز جاي تو در گرانبهاترين قسمت قلبم خاليست انگار گران ترين هديه هاي عالم بي ارزشند و شاد ترين معركه هاي دنيا بدون تو خوش نيست ي...
آرزوم چيه ؟ نمي دونم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
مهربانم در يك سر در گمي كلافه كننده اسير شده ام آن روز ها مي گفتي چه ؟ ميگفتي آدم كلافه كه ميشه بايد چيكار كنه ؟ آره ميگفتي آدم كلافه بايد يا دنبال خاطره هاي خوبش بگرده يا يه انگيزه براي ريسمان خوشبختي خاطره هاي خوبم كه فسيل شدند از بس مرورشون كردم انگيزه هم كه زير بار مشكلاتم كلل متلاشي ميگن هر كسي...
جشن آسموني - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
خدايا ممنون تو هميشه هواي دلم را داشتي خدايا شب تولدم هر سال به خاطر اين جشن آسموني كه برام مي گيري با بارون شهاب سنگ ازت تشكر مي كنم امسال يادم نرفته ها فقط دنبال جنس نوشتنم مي گردم حالا پيداش كردم دارم مي نويسم خدايا ممنون چون هر سال فراموش نمي كني تولدم هست واسه اينكه عزيزانم تنها كسايي هستند كه ...
مرا بشناس مرا بشناس - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
مهربانم آنقدر دريا ي دلم آبيست كه دنيا يي از عشق پر از سختي نمي تواند ذره اي هم وسعت اين بي نهايت را كدر كند مهربانم من عاشق بي انتهايي هستم كه مي دانم عشق تنها نعمتيست كه نمي شود از آن حذر كرد عشق برايم بي مرز ترين احساس دنياست در برابر تمام احساس پاك تو مي جنگم اما در اين جنگ مي بازم تنها به تو به...
تنهايي عاشقانه ي من - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
تنها كه ميشي خيلي وقت داري براي فكر كردن به گذشته به آينده به تموم كلماتي كه شنيدي تصوير هايي كه ديدي قدم هايي كه برداشتي قدم هايي كه بر نداشتي كلماتي كه گفتي يا نگفتي تنهايي آدمو عاقل مي كنه شاعر مي كنه نويسنده مي كنه خوبيش همينه كه مي توني بي مرز خودت باشي بي حد آدماي روزگارتو بشناسي مي فهمي هر چي...
مرا بفهم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
نمي دانم درست چه زماني از او متنفر شدم وقتي گفت سلام ؟ وقتي گفتم راه سختي در پيش دارم ؟ وقتي گفت دنيا ي تو را مي سازم ؟ وقتي گفتم من در ابهام احساس فرو رفته ام ؟ وقتي گفت سايه ي درد هايت مي شوم ؟ وقتي گفتم من با اين شكستن ها همدمم ؟ وقتي گفت قدم هايت را با اعتماد به نفس بردار ؟ وقتي گفت اينجا غريبي ...
باران احساس - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
يك نگاه بي نظير زير باراني كه فاصله هايمان را به هم متصل مي كرد دستهايم را مي برم بالا و بالا تر تا شاديم را با تمام اين باران عشق تقسيم كنم تا دعا كنم تا آن نگاه پر از عشق را دوباره احساس كنم باران كه مي بارد تمام دفتر خاطراتم دانه دانه در ذهنم مرور مي شود و تند تند براي قرار گرفتن در محتواي قلبم ب...
طبيب عشقم كجايي ؟ - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
از وقتي تو را حس كرده ام تمام وجودم تب كرده از همه ي اضطراب ها از همه آينده از همه ي آنچه كه چه خواهد شد ؟ در كوچه هاي عشقمان كه قدم مي زنم نبضم آنقدر سريع خود را بي تابانه بر در و ديوار مي كوبد تا فراموش نكنم خاطره هاي دنيا ي ناب تو را من عمريست بيمار عشقم بيماري كه هيچ طبيبي درمانش را نيافته و نمي...
خدايا ياريش كن لطفا - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
امروز با صداي جيغ زن همسايه بيدار شدم شوهرش معتاده هر چند روز يكباري زن معصومش را كتك مي زنه دلم گرفت از اين همه مظلوم پروري دلم پريشون شد واسش دعا كردم حالا كه بنده هاي خدا نمي خوان كمكش كنند حالا كه فرهنگ جامعه اونو مجبور به ادامه ي زندگي كرده خدا كمكش كنه خدا نجاتش بده از دست اين ظالم زبون نفهم ا...
خدايا مدد - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 15:26
خدايا توي اين شبها خيلي ها باهات درد و دل مي كنند خيلي غمها خيلي مشكلات اشكها را جاري مي كنند توي اين شبا آدما خودشونن بدون ذره اي رنگ و ريا بدون ذره اي تكبر و خشم خدايا توي اين شبا لبها ذكري مي خونن كه بهت بگن هواي دلمون را داشته باش خدايا به حق همين شبا به حق همين ناله ها و اشكها به حق همين آدما