تنهایی
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 4:46
مهربانم تنهایی را فقط درون یک واژه نشناس می خواهی بدانی تنهایی را چگونه می فهمند آدمها ؟تنهایی را نه از کلمات نه از قصه ها و نه از کلام آدمها بفهم تنهایی را از نگاه عابری بخوان که به زمین دوخته شدهتن
خدایا فقط ممنونم از تو
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 4:46
خبری به من رسید که در یکی از شهر ها یکی از معلولین گرامی سی دی دکلمه های من را می فروخته وقتی به من خبر دادن و منتظر برخورد من با ایشون بودند خیلی فکر کردم ،خیلی خواستم این موضوع و ابعادش را بسنجم د
باران عشق
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 4:46
مهربانم باران عشق ما دوباره باريدن گرفته چقدر لحظه ها تكرار مي شوند يادت هست اين باران را ؟اين باران شاهد عشق ما بود وقتي كه مي توانستيم ثانيه ها را در نگاه هم خلاصه كنيم راستي من نمي فهمم اگر روزگ
دنیای آبی من
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:54
در تمام این جاده های روزگار همیشه رهگذرانی هستند تا نگذارند آنی باشی که می خواهی دنیا را قدم زدم تا ببینم یا بهتر بگویم با بی نگاهی لمس کنم آنچه فهمیده ام را آدمها شکستند تا خودشان پیروز باشند آد
پرسش عشق
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:54
پرسیدی دلیل این همه نمی دانم ها چیست ؟ دلیل این همه ماندن ها و حالا بی خیال همه ی آدمها شدن چیست ؟ دلیل این همه مهربانی ، نذر چهل عشاق تو چیست ؟ به تو می گویم آدمی زیبا ترین لحظه های عشق را فقط یکبار
حس برتر
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:54
همیشه با خودم می اندیشم چرا احساس شد عشق و شهریار شد شهریار ؟ چرا احساس تا پای نابودی رفت و زلیخا شد زلیخا ؟ چرا حافظ تا کهنسالی رفت و از یک احساس یگانه حافظ شد حافظ ؟ چرا و چرا ... و می فهمم در هر م
برایم دعا کن
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:54
بعضی مواقع آنی نمی شود که می خواهی از خدا عزیز کرده ای می خواهی برای رسیدن به خوشبختی اما نمی دانم چرا ،واقعا نمی دانم چرا درست لاابالی ترین آدم دنیا گاهی مسیرش با تو یکی می شود دنیا جای عجیبیست عجیب
قانون الهی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:54
گاهی برای بسیاری از مسایل زندگی آنقدر نا باوریم که موقعیت خیلی ها را درک نمی کنیم دلم گرفت یا بهتر بگویم دلم شکست برای قانونی که در سرزمینم یا وجود ندارد و یا اگر هست آنقدر ها قوی نیست که بعضی ها را
یلداتون مبارک
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:54
هدیه ی یلدایی من تقدیم به شماhttps://archive.org/download/yaldayeheshgh/yaldayeh%20eshgh.mp3
نگارنده ی احساس
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:56
مهربانم نوشتم از عشق برای آدمهایی که معنای عشق را نمی فهمیدند نوشتم از احساس برای آدمهایی که احساس را به عنوان هوس می شناختند هر دوی این دو دسته با نجابت و حجب و حیا بیگانه بودند هر دوی آنها عشق ر
باور کودکی
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:56
گفت سایه ات می شوم پا به پا کودکانه باور کردم گفت دنیا را برایت زیبا ترین جای جهان خواهم کرد کودکانه باور کردم گفت دستانت را پر خواهم کرد از تمام مهربانی ها کودکانه باور کردم گفت تنهای دوست داشتنی من
عشق ایوب
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:56
مهربانم باور رنگ ها هنوز در ذهنم بیتابی می کنند و نمی دانند آبی را از دل دریایی تو لاجوردی را از آسمان نگاه تو شرم را از گونه های تو زیبایی را از کمان لبخند تو حرمت را از تعصب به جای تو صلابت را از
مهربانی لایق توست
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:17
مهربانم تازه فهمیده ام مهربانی هم لیاقت می خواهد تازه فهمیده ام آدمها آنی نیستند که در ظاهرشان نشان می دهند تازه فهمیده ام آدمها را باید کشف کرد و وقتی کشفشان کردی می توانی عاشقشان شوی ،می توانی راز
معلومه قلبم
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:17
برایت شبهای عشق را لحظه لحظه در خیابان های شهر مرور می کنم در کجای این مسیر نگاه تو را گم کرده ام در کجای این ندانم ها آخرین تصویر نگاه تو از نگاهم رفت ؟ قدم می زنم در اتاقی که درونش خاطرات تو را حک
شادی نا مفهوم
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:17
شادی خاطره ها را باید نگهداشت تا تلخی ها با وجود آدمها بازی نکنند شادی خاطره ها اگر نباشد مرحم زخم ها را نمی توان با کلام تصنعی آدمها ساخت شادی خاطره هایم را در مرور لحظه های اختتامیه جشنواره معلولین
باور فراموشی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
مهربانم در انتظار آمدنها دنیا را به مبهوتی کشاندم در کجای قصه ماندی ، که هنوز صاحب تنها ترین عشق دنیا شده ام ؟ پاییز دلگیر شده برایم چون روزگار تو را درون همین پاییز به دلم وعده داده بودم نکند بد قو
زندگی به سبک شکلات ها
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
دنیا ی بی خیالی ها انقدر ها هم بد نیست آدم های بی خیال همیشه موفقترین آدمها بودند نمی گویم بی مسئولیت می گویم بی خیال مشکلات, را هر قدر بیشتر اهمیت بدهی بزرگتر می شوند ولی باید بی خیال مشکلات,ی شوی که
خاطرات خوبم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
مهربانم دلم برای کودکی هایمان تنگ شده خیلی بیشتر از حد تصورت کودکی هایمان را دوست دارم دلم تنگ شده برای آن دوست داشتن های بی منظور دلم تنگ شده برای دستهایی که آن روز ها حریم برایش معنایی نداشت دلم تن
خورشید عشق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
امروز خورشید, را وقت طلوع خواندم آهای خورشید, در کدامین کوی و برزن حسادت کردی به عشق یگانه ام ؟ از کدامین دستها گرمای وجودت را گرفتی که اندوه می بینم در نگاه عشق ؟ خورشید, من از تو تمام عشق را خواستم ت
قسم برای عشق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:01
مهربانم روزگار تو گذشت ،روزگار من گذشت قدم ،قدم آمدیم تا به نقطه ی میانه رسیدیم به گذشته ها که می اندیشم به یاد می آورم همه ی آنچه بر من گذشت کاش می دانستی ،کاش می دانستی در هر سکوتم ، در برابر حس پ